تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .

سه‌ راه سرگردون

نویسنده: رضا رسولی

ناشر: عهد مانا

قطع: رقعی

تعداد صفحات: 260 صفحه

وزن: 320 گرم

۱۳,۰۰۰ تومان

آماده ارسال

معرفی کتاب

سه راه سرگردون، یکی از بهترین رمان های سیاسی اجتماعی است که به تمام مسائل روز جامعه اشاره کرده است. همان طور که می دانید اتفاقات زیادی در جامعه رخ می دهد که هیچ کس از آن هیچ اطلاعی ندارد، نویسنده در این کتاب اطلاعات کاملی را در مورد سیاسیت به شما می دهد و شما می توانید شناخت کاملی از آن داشته باشید. یکی از مهم ترین دلایلی که شما را جذب خواندن این کتاب می کند، نحوه نوشتن آن می باشد.

این رمان  فراز و فرودهای زندگی شخصی و شغلی یک مدیر رسانه‌ای را روایت می‌کند که درگیر ماجرای پرونده فساد اداری می‌شود و در مسیر مقابله با مفسدین اقتصادی-اداری، دردسرهایی برایش پیش می‌آید و در نهایت…

فصل‌های این رمان، هرکدام نام مستقلی دارند. با توجه به این که مضمون کلی آن نقد نظام اداری است، استفاده از اسامی خاص حکومتی مانند امپراطور، ژنرال، درمحضر سلطان، همراه با مردم ، هم گام با مسئولین و پزشک عالیجناب، به طور مستمر، سازمانی و حکومتی بودن فضای اثر را تداعی می‌کند. این اثر، ازجهت مکانی، بسیار پر تعداد است و عملا نویسنده، دست خواننده را می‌گیرد و از مرزن‌آباد چالوس تا لواسان و جنگل گیسوم و یادمان شهدای گمنام سرچشمه تهران و زندان و برج میلاد و سه راه سرگردون، با خود می‌گرداند و می‌چرخاند. شاخص‌ترین مکان نمادین در این رمان، منطقه‌ای از مناطق تهران به نام سه راه سرگردون است و با وجود این که خواننده در فصل سوم، با نام این مکان روبرو می‌شود، اما استفاده مفهومی از آن، در فصول آخر اتفاق می‌افتد. یعنی آن‌جایی که کیان بعد از کتک زدن الهه، به او می‌گوید: تو، من رو بین دینم، خودت و خانواده‌ام سرگردون کردی!

برشی از کتاب

کیان خودش را رساند کنار صادقی:

– چه کارمی کنید خانم؟ این پارک نو سازه…هنوز لبه ی پرتگاهش رو نرده کشی نکردن. می دونید اگه پاتون سر بخوره و پرت بشین چی میشه؟

– چی میشه؟ براتون مهمه؟

صادقی عینکش را برداشت. لب هایش شروع کردن به لرزیدن.

– یه زن تنها، تو این شهر پر از گرگ، هر روز لب پرتگاهه… باید لحظه به لحظه مواظب باشه تا کسی هلش نده یا نکشدش پایین. دوسه قطره اشک، گونه هایش را به بازی گرفتند و سر خوردند تا زیر چانه اش. زل زد به کیان. پهنای صورتش را پاک کرد و پرسید:

– واقعا این رو می دونستید؟

لب های کیان، هم دیگر را می جویدند. صادقی آهش رو قورت داد و لبه ی کت کیان را گرفت و گفت:

– اون وقت با وجود این همه پرتگاه، نمی خوایید کنار این زن که چیزی هم ازتون نمی خواد، باشید؟

برچسب:

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید: فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. نظرات خود را براساس تجربه و استفاده‌ی عملی و با دقت به نکات فنی ارسال کنید؛ بدون تعصب به محصول خاص، مزایا و معایب را بازگو کنید و بهتر است از ارسال نظرات چندکلمه‌‌ای خودداری کنید. بهتر است در نظرات خود از تمرکز روی عناصر متغیر مثل قیمت، پرهیز کنید. به کاربران و سایر اشخاص احترام بگذارید. پیام‌هایی که شامل محتوای توهین‌آمیز و کلمات نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “سه‌ راه سرگردون”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    برای ثبت پرسش، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید