تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .

رد خون روی برف (شهید محمود کاوه)

نویسنده: فرهاد خضری

ناشر: روایت فتح
قطع: رقعی
تعداد صفحات: 424 صفحه

وزن: 380 گرم

۲۹,۵۰۰ تومان

آماده ارسال

معرفی کتاب

جلد چهارم مجموعه ی از چشم ها به خاطرات شهید محمود کاوه از زبان همسر، پدر و مادر، فرزند، خواهرها، خواهرزاده ها، استاد و همرزمان و فرماندهان شهید پرداخته است. خاطرات از روزهایی می گویند که همسر و پدر و مادر و خواهرهایش جبهه رفتن های مکرر او را به تماشا نشسته اند و هم رزمانش شاهد شهامت ها و پایمردی های مکرر او بوده اند.
کاوه یکی از جوانترین فرماندهان دوران دفاع مقدس است. روزی که جنگ آغاز شد او یک جوان ۱۹ ساله بود، اما سه سال بعد فرماندهی تیپ ویژه شهدا را بر عهده گرفت. تیپی که از کلیدی‌ترین یگان‌های سپاه بود. موفقیت‌ها و انجام عملیات خارق‌العاده توسط این تیپ با فرماندهی کاوه باعث شد که به لشکر ویژه ارتقاء یابد. کاوه در ۱۰ شهریور ۱۳۶۵ در منطقه عمومی حاج عمران بر روی قله ۲۵۱۹ حاج‌عمران بر اثر اصابت ترکش نارنجک و در سن ۲۵ سالگی به شهادت رسید.

برشی از کتاب

اولین بار بود که توی کوه می‌جنگیدیم. پاتک‌های عراقی را فقط با تانک دیده بودم نه با نفر و روی صخره‌ها و کوه. مضطرب بودم. هی بلند می‌شدم عراقی‌ها را نگاه می‌کردم، با سکوتم به کاوه التماس می‌کردم بگذارد شلیک کنیم.
‌می‌گفت: بگذار بیایند نزدیک‌تر. دست و پام شل شده بود. اسلحه‌ام داشت از دست می‌افتاد. عراقی‌ها رسیده بودند به شش متری‌مان.
– حالا.
انگشت‌هامان تا گلوله آخر روی اسلحه‌هامان ماند. نگذاشتیم آن‌ها که نزدیک‌مان بودند زنده بمانند. من از ذوقم همه‌اش به اسم صدا می‌زدم می‌گفتم: این معجزه‌ست.
خنده هم می‌کردم.
غافل از اینکه یکی از زخمی‌هاشان شنیده بود چی گفته‌ام. ضان نارنجکش را کشیده انداخته توی کانال، نارنجک به کاوه نزدیک‌تر بود تا من. منفجر که شد رفتم دیدم سر و گردنش پر از ترکش و خون ست. ده دوازده تایی ترکش خورده بود.
دستم را گرفت و گفت: جان تو جان این قله، برازنده وای به حالت اگر از دستش بدهی.
گفتم: خاطرت جمع. تا برازنده زنده‌ست جرأت نمی‌کنند یک قدم هم بیایند جلو.
گذاشتندش روی برانکارد ببرندش.
عراقی‌ها می‌خواستند بلند شوند بیایند جلو بزنندمان.
برگشتم به راهی نگاه کردم که می‌دانستم کاوه و بچه‌ها از آن جا رفته‌اند.
گفتم: یادم رفت بش بگویم من بار اول است توی کوه می‌جنگم.
انگشتم روی ماشه بود می‌لرزید.»

برچسب:

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید: فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. نظرات خود را براساس تجربه و استفاده‌ی عملی و با دقت به نکات فنی ارسال کنید؛ بدون تعصب به محصول خاص، مزایا و معایب را بازگو کنید و بهتر است از ارسال نظرات چندکلمه‌‌ای خودداری کنید. بهتر است در نظرات خود از تمرکز روی عناصر متغیر مثل قیمت، پرهیز کنید. به کاربران و سایر اشخاص احترام بگذارید. پیام‌هایی که شامل محتوای توهین‌آمیز و کلمات نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رد خون روی برف (شهید محمود کاوه)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    برای ثبت پرسش، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید