تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .

خداحافظ سارایوو

گردآورنده: آتکا رید-هانا اسکوفیلد

ناشر: کتابستان معرفت

قطع : رقعی

تعداد صفحات: 448 صفحه

وزن: 373 گرم

۴۵,۰۰۰ تومان

آماده ارسال

معرفی

خداحافظ سارایوو کتابی درباره محاصره شهر زیبای سارایوو، پایتخت بوسنی هرزگوین است. این محاصره از ۱۹۹۲ با اعلام استقلال بوسنی از یوگسلاوی شروع می شود و تا ۳ سال ادامه می یابد، چون استقلال مسلمانان در دل اروپا به مذاق صرب هایی که در رؤیای صربستان بزرگ هستند خوش نمی آید.

این کتاب روایتی تکان دهنده و جذاب از زندگی یک خانواده بوسنیایی است که توسط دو خواهر به نام‌های آتکا و هانا نوشته شده است. هانای ۱۲ ساله در جریان جنگ به کرواسی فرار می‌کند اما آتکا ۲۱ ساله در سارایوو می‌ماند تا از سایر خواهر و برادرهای کوچک‌تر خود مراقبت کند.

فصل‌ها یکی در میان توسط این دو خواهر نوشته شده است. روایت آتکا روایتی با ادبیات روان و هانا با ادبیاتی سخت‌تر است که مترجم تلاش کرده با حفظ امانت در ترجمه، این تفاوت را به خواننده منتقل کند.

کتاب تصویری بسیار محسوس از زندگی دهشت‌بار مردم محاصره شده سارایوو در جنگ دهه نود میلادی را به خواننده ارائه می‌کند. گرسنگی، ساعت‌ها ایستادن در صف آب، ترس از تک‌تیرانداز، صدای خمپاره، قبرستان‌های پر شده و… آن‌قدر در کتاب ملموس و قابل درک بیان شده که خواننده خود را در شهر حس می کند.

با این همه جریان زندگی دارد. غم و شادی ها کنار هم روایت می شوند. از خاطره های دوست داشتنی همانجایی است که بچه ها هوس گوشت کرده اند و آتکا با زیرکی قسمتی از برنج را به صورت گلوله در می آورد و وانمود می کند برنج و گوشت دارند و بچه ها با لذت می خورند، دلخوشی قهوه خوردن، رسیدن شکر، تلفن ها و نامه هایی که از طریق خبرنگارها به دست اعضای خانواده می رسد، کار کردن اتکا در استودیو، صدای ناگهانی شر شر آب از لوله های خشکیده، ملاقات های گاه به گاه اعضای خانواده در سارایوو و بیرون از آن، درخت آلویی که با سخاوت میوه می دهد و خوراک مربایش از یکنواختی غذاها می کاهد، هرچند به زودی هیزم سوخت خانه می شود، همگی طعم زندگی در دل مرگ را دارند.

بیان نویسنده از شجاعت، امید، مهربانی و فرهنگ این ملت، این کتاب را رمانی خاص و خواندنی تبدیل کرده است.

برشی از متن

حوالی نیمه شب، صرب هایی که شهر را محاصره کرده بودند، فرا رسیدن سال نو ارتودوکس را با افزودن آتش تانک ها و خمپاره اندازها اعلام کردند. رگبار گلوله، تا کمی بعد از طلوع آفتاب که احتمالا صرب ها از عیاشی مستانه شان خسته شده بودند ادامه داشت و بعد، همه جا در سکوت فرو رفت.

من و مادر از آرامش بین بمباران ها استفاده کردیم و رفتیم کارخانه تا آب بیاوریم. سر راه از جلوی آپارتمان میکانا، دوست مادر رد شدیم و از او خواستیم همراه ما بیاید.

وقتی میکانا جلوی در ظاهر شد مادر گفت: «سال نو مبارک». با اینکه میکانا صرب بود، خودش را در درجه اول و بالاتر از هرچیزی با افتخار اهل سارایوو می دانست.

برچسب:

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید: فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. نظرات خود را براساس تجربه و استفاده‌ی عملی و با دقت به نکات فنی ارسال کنید؛ بدون تعصب به محصول خاص، مزایا و معایب را بازگو کنید و بهتر است از ارسال نظرات چندکلمه‌‌ای خودداری کنید. بهتر است در نظرات خود از تمرکز روی عناصر متغیر مثل قیمت، پرهیز کنید. به کاربران و سایر اشخاص احترام بگذارید. پیام‌هایی که شامل محتوای توهین‌آمیز و کلمات نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خداحافظ سارایوو”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    برای ثبت پرسش، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید