تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .

خاطرات ایران

خاطرات بانو ایران ترابی

نویسنده: شیوا سجادی

ناشر: سوره مهر
قطع: رقعی
تعداد صفحات: 416صفحه

وزن: 480 گرم

۵۰,۰۰۰ تومان

آماده ارسال

معرفی کتاب

کتاب حاضر خاطرات بانو ایران ترابی است که در دوران پهلوی برای خدمت به کشورش، در همدان در آموزشگاه شبانه روزی طی یک سال آموزش مامایی می بیند و بعد از اتمام دوره برای خدمت به مناطق محروم می رود. کار ایشان مامایی در روستاست، روستاهایی که هیچ امکاناتی نداشتند و خانم های باردار تحت مراقبت و کمک های ایشان بودند و بعد از زایمان هم کمکهای خانم ترابی ادامه داشت. تا اینکه از طرف رژیم شاه دستوراتی مبنی بر دادن قرص ضد بارداری به خانم های روستا به خانم ترابی می دهند و چون ایشان دستورات آنها را رعایت نمی کند تحت پیگرد شدید رژیم و سازمان بهداشت قرار می گیرد. او که احساس خطر می کند، بعد از خدمات صادقانه ای که به اهالی روستا کرده، مجبور به بازگشت به تهران می شود تا از شر ساواک در امان باشد. آنجا در بیمارستانی مشغول به کار می شود و بعد از مدتی با گذراندن دوره هایی، تکنسین بیهوشی می شود. با شروع انقلاب او همراه مردم ایفای نقش کرده و زخمی ها را مداوا می کند. با شروع جنگ تحمیلی ابتدا به غرب و شهر پاوه می رود و آنجا با دکتر چمران آشنا می شود و نقش مهمی در مداوای مجروحین دارد. سپس به مناطق جنوب اعزام می شود که عمده خاطرات از خدمت در گروه امداد و درمان و بخش جراحی در جنوب است…

برشی از کتاب

در ماشین را باز کردم و بالا رفتم، تمام صندلی‌ها را برداشته و مجروحین کف اتوبوس نشسته بودند. هنوز لباس منطقه را به تن داشتند. روی هر کدام یک پتو انداخته بودند که سرما نخورند. تمام تنشان تاول زده بود و صورت‌هایشان باد کرده بود طوری که چشم‌شان جایی را نمی‌دید. هیچ‌کدام از آن‌ها بالای ۳۰ سال سن نداشتند. دست اولین نفر را که گرفتم تا پیاده‌اش کنم با صدای خفه و گرفته‌ای که به زحمت شنیده می‌شد، گفت: دست مرا نگیرید.
گفتم: باشد. من گوشه این پتو را می‌گیرم. شما هم گوشه پتو‌های همدیگر را بگیرید و آهسته پشت سر هم بیایید.
زن دیگری هم از اهواز در بخش بستری بود به اسم فاطمه اسماعیلی. هر وقت به بخش می‌رفتم، سری هم به او می‌زدم.
وضع اسف باری داشت. در خانه اش خواب بوده که شهر بمباران می‌شود. دو تا از بچه‌هایش کشته می‌شوند و خودش یک پایش را از دست می‌دهد.
وقتی او را به بیمارستان ما آوردند نه ماهه حامله بود. دکتر‌ها می‌خواستند پای دیگرش را هم قطع کنند، ولی راضی نمی‌شد…

 

برچسب:

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید: فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. نظرات خود را براساس تجربه و استفاده‌ی عملی و با دقت به نکات فنی ارسال کنید؛ بدون تعصب به محصول خاص، مزایا و معایب را بازگو کنید و بهتر است از ارسال نظرات چندکلمه‌‌ای خودداری کنید. بهتر است در نظرات خود از تمرکز روی عناصر متغیر مثل قیمت، پرهیز کنید. به کاربران و سایر اشخاص احترام بگذارید. پیام‌هایی که شامل محتوای توهین‌آمیز و کلمات نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خاطرات ایران”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    برای ثبت پرسش، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید