تخفیف‌ها و قیمت جشنواره‌ها در قیمت فروش در نظر گرفته نمی‌شود
توجه : برای فیلتر کردن نمایش ها در نمودار بر روی عنوان هریک کلیک کنید .
14%

از چیزی نمی ترسیدم؛ زندگی نامه خود نوشت قاسم سلیمانیمزین به یادداشت رهبر معظم انقلاب

نویسنده: قاسم سلیمانی

ناشر: مکتب حاج قاسم

قطع: رقعی

تعداد صفحات: 136 صفحه

وزن: 150 گرم

۱۹,۰۰۰ تومان

آماده ارسال

معرفی کتاب

از چیزی نمی ترسیدم نخستین کتابی است که به قلم شهید سرافراز، سپهبد قاسم سلیمانی، منتشر می شود. نام کتاب برآمده از مضمونی است پرتکرار در متن اثر و نیز هم سوست با پررنگ ترین صفت هویتی او در ذهن و ضمیر مردمان و رسانه ها و حکومت های دنیا. متن زندگی نامه را خود حاج قاسم نوشته است و درواقع سند دست اول به حساب می آید. روایت او پر از جزئیات است و سرشار از تصاویر دقیق ذهنی، با زبانی صمیمی. آنانی که او را فقط سردار جنگاور و دلاور شناخته اند، شاید باور نکنند که این قلم و روایت اصالتا از آنِ آن مرد باشد.

از چیزی نمی ترسیدم از دوران کودکی و زندگی در روستای قنات ملک کرمان تا میانه‌ی مبارزات انقلابی در سال ۵۷ است. این کتاب در دو بخش نوشتار و دست‌نوشت، به چاپ رسیده است.

این کتاب همچنین به یادداشت رهبر معظم انقلاب مزین شده است.

یادداشت رهبرانقلاب بر کتاب خاطرات خودنوشت حاج قاسم
یاد او را اگرچه خداوند در اوج برجستگی قرار داد و بدین گونه پاداش دنیائی اخلاص و عمل صالح او را بدو هدیه کرد ولی ما هم هرکدام وظیفه‌ئی داریم. کتاب حاضر را هنوز نخوانده‌ام اما ظاهراً میتواند گامی در این راه باشد.
رزقناالله ما رزقه من فضله

سیّدعلی خامنه‌ای ۹۹/۱۰/۷

برشی از کتاب

دختر جوانی با سر برهنه و موهای کاملا بلند در پیاده‌رو در حال حرکت بود که در آن روزها یک امر طبیعی بود. در پیاده‌رو یک پاسبان شهربانی به او جسارتی کرد. این عمل زشت او در روز عاشورا برآشفته‌ام کرد. بدون توجه به عواقب آن، تصمیم به برخورد با او گرفتم.

پاسبان شهربانی به سمت دوستش رفت که پاسبان راهنمایی بود و در چهارراه که جنب شهربانی مستقر بود. به سرعت با دوستم از پله های هتل پایین آمدم. آن قدر عصبانی بودم که عواقب این حمله برایم هیچ اهمیتی نداشت. دو پلیس مشغول گفت‌وگو با هم شدند. برق آسا به آن‌ها رسیدم. با چند ضربه کاراته او را نقش بر زمین کردم. خون از بینی‌هایش فوران زد!

پلیس راهنمایی سوت زد. چون نزدیک شهربانی بود، دو پاسبان به سمت ما دویدند. با همان سرعت فرار کردم و به ساختمان هتل پناه بردم. زیر یکی از تخت ها دراز کشیدم. تعداد زیادی پاسبان به هتل هجوم آوردند. قریب دو ساعت همه جا را گشتند؛ اما نتوانستند مرا پیدا کنند. بعد، از هتل خارج شدم و به سمت خانه مان حرکت کردم. زدن پاسبان شهربانی مغرورم کرده بود. حالا دیگر ازچیزی نمی ترسیدم….

برچسب:

لطفا پیش از ارسال نظر، خلاصه قوانین زیر را مطالعه کنید: فارسی بنویسید و از کیبورد فارسی استفاده کنید. بهتر است از فضای خالی (Space) بیش‌از‌حدِ معمول، شکلک یا ایموجی استفاده نکنید و از کشیدن حروف یا کلمات با صفحه‌کلید بپرهیزید. نظرات خود را براساس تجربه و استفاده‌ی عملی و با دقت به نکات فنی ارسال کنید؛ بدون تعصب به محصول خاص، مزایا و معایب را بازگو کنید و بهتر است از ارسال نظرات چندکلمه‌‌ای خودداری کنید. بهتر است در نظرات خود از تمرکز روی عناصر متغیر مثل قیمت، پرهیز کنید. به کاربران و سایر اشخاص احترام بگذارید. پیام‌هایی که شامل محتوای توهین‌آمیز و کلمات نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “از چیزی نمی ترسیدم؛ زندگی نامه خود نوشت قاسم سلیمانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

    برای ثبت پرسش، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید